تبلیغات
آدامسی که به ته کفش چسبیده ... - معرفی کتاب اقای گام

معرفی کتاب اقای گام

پنجشنبه 16 شهریور 1391 21:37نویسنده : | Mockingjay |

 
یک مجموعه کتاب به نام آقای گام!کتاب های بسیار خنده دار و قشنگی هستند.نویسنده ی این سری کتاب ها اندی استنتون است.تصویرگر این کتاب دیوید هیمن هست.مترجم این کتاب در ایران اقای رضی هیرمندی است. نشر چرخ و فلک این مجموعه کتاب را منتشر کرده.فعلا نشر چرخ و فلک 9 جلد از این مجموعه رو با نام های:
1-شما بدجنسید آقای گام!
2-آقای گام و میلیاردر بیسکویتی
3-آقای گام و جن ها
4-آقای گام و بلور های قدرت
5-آقای گام و خرسی با حرکات موزون
5 و نیم-آقای گام و درنده ی لامونیک بیبر
6-آقای گام،شام چی داریم؟
7-آقای گام و درخت گیلاس
8-آقای گام و مخفیگاه اسرار آمیز

اندی استنتون:
رضی هیرمندی:
جایزه های مجموعه ی گام به گام با آقای گام:
جایزه ی بهترین کتاب رد هاوس سال 2007
جایزه ی بهترین کتاب بلو پیتر 2007 و 2009
جایزه ی کتاب خنده دار رولد دال
جایزه ی ریچارد جودی
جایزه ی کتاب کودکان لستر شایر
جایزه کتاب فروشی های مستقل 2008
جایزه ی فن تستیک بوک
جایزه ی کتاب کودکان کتب خانه های "ساری"انگلستان 2010
جایزه ی کتاب پورتمست
درباره ی اندی استنتون:
اندی استنتون اهل انگلیس است.در دانشگاه آکسفورد ادبیات خوانده و پس از مدتی مثل دکتر زیوس  دکترا نگرفته آن جا را ترک کرده و لابد با خودش گفته:"خوشا که دست به تصمیم بهتری بزنم."سپس مجموعه ی آقای گام را نوشته!
مجموعه ی آقای گام درباره ی پیرمرد بد و کثیفی به نام اقای گام و بیلی ویلیام سوم یک قصاب کثیف است که نقشه های آن دو برای شهر لامونیک بیبر دردسر درست می کند.و در این میان پلی و دوستانش-فرایدی الیری و آلن تیلور و جیک سگه-نقشه های آن ها را نقش بر آب می کنند.برای تهیه ی این مجموعه کتاب می توانید به کتاب فروشی ها و
سایت هایی که این کتاب را می فروشند مراجعه کنید.هم چنین توصیه می کنم به این سایت هم سری بزنید:
قسمتی از متن کتاب:
«آقای گام پیر مرد بد اخلاقی بود با ریش قرمز و یک جفت چشم خون گرفته که مثل هشت پایی که در غاری ناجور چنبره زده باشد، به آدم خیره می شد. از آن موجودات یک پارچه وحشتناک بود که عشقش تمام روز چرت زدن توی رختخواب و تنهایی و غر زدن به زمین و زمان بود. یا ول بود تو رختخواب یا غرولند می کرد یا دماغش را فین می کرد و لیس می زد. بیش تر مردم شهر لامونیک بیبر از او فراری بودند و بچه ها ازش می ترسیدند. مادرها به بچه ها می گفتند: وقتی می گم بخواب، بگیر بخواب و الا آقای گام می یاد سر عروسک هات داد می زنه و کتاب هاتو لک پک می کنه. این کلک معمولا می گرفت.»
«آقای گام وسط شهر،‌ در خانه ای درندشت و خیلی خوب زندگی می کرد. راستش را بخواهید، آن قدرها هم خیلی خوب نبود. چون خانه را به یک طویله ی بو گندو تبدیل کرده بود. اتاق ها پر بود از آت و آشغال و جعبه ی خالی پیتزا. شیشه های خالی شیر همه جا ولو بود، عین سربازهایی که در جنگ با شیر و ماست زخمی شده باشند. روزنامه های قدیمی این ور و آن ور پخش و پلا بود با سر خط هایی این جوری:…
حشرات در قفسه های آشپزخانه راحت و آسوده زندگی می کردند، آن هم نه حشره های ریزه میزه، بلکه حشره های خیلی خیلی گنده که برای خود مقام و منصب و اسم و رسمی داشتند.»
«آقای گام از تن لش های بی خاصیت بود که بی خیال خوبی و تمیزی و مسواک زدن دندان های خودش یا هر کس دیگر شده بود.. اما( همان طور که می بینید امای بزرگی است) همیشه بیش از اندازه مواظب بود باغچه اش تمیز و آراسته باشد. راستش را بخواهی آقای گام باغچه اش را به قدری مرتب نگه می داشت که در تمام شهر لامونیک بیبر، قشنگ ترین، سر سبزترین، پرگل ترین و باغچه ترین باغچه بود. برای این که دستت بیاید این باغچه چه قدر معرکه بود:
یک عدد بین یک تا ده در نظر بگیر.
آن عدد را در پنج ضرب کن.
سیصد و پنجاه و پنج را به آن اضافه کن.
یازده را ازش کم کن.
حالا تمام این اعداد و ارقام را بنداز دور.
و فقط به یک باغچه ی معرکه فکر کن.»
 لطفا نظر بدین!

برچسب ها: اطلاعات عمومی ، معرفی کتاب ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 آذر 1391 19:43

 
یکشنبه 29 بهمن 1396 02:38
ممنون خیلی عالی بود
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:07
Thanks for another informative web site. The place else may just I get
that kind of info written in such an ideal method?
I have a mission that I am just now running on, and I have been at the look
out for such information.
دوشنبه 9 مرداد 1396 22:13
Good post. I learn something new and challenging on websites I stumbleupon everyday.

It's always useful to read through content from other authors
and practice a little something from their websites.
یکشنبه 4 تیر 1396 19:55
چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا نه حل و فصل خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما موفق به من مؤمن اما تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.
من این کردم مشکل خود را با جهش در
منطق و یک ممکن است را خوب به
کمک پر کسانی که شکاف. در این
رویداد شما در واقع که می توانید انجام من را بدون شک بود در گم.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 17:11
We stumbled over here coming from a different web address and thought
I might check things out. I like what I see so i am just following you.

Look forward to exploring your web page for a second
time.
شنبه 23 اردیبهشت 1396 18:22
Hi there colleagues, how is everything, and what you desire to say about
this piece of writing, in my view its genuinely remarkable
designed for me.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:15
Howdy I am so thrilled I found your web site, I really found you by mistake, while
I was researching on Google for something else, Anyhow I am here now and
would just like to say thank you for a fantastic post
and a all round thrilling blog (I also love the theme/design), I don’t have time to go through it all at
the moment but I have book-marked it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be back to read a lot more, Please do keep up the
superb jo.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 00:13
I am sure this article has touched all the internet people, its really really
fastidious paragraph on building up new weblog.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:24
Hey there just wanted to give you a brief heads up and let
you know a few of the pictures aren't loading properly.

I'm not sure why but I think its a linking issue.
I've tried it in two different browsers and both show the same outcome.
شنبه 13 تیر 1394 05:43
سلام شما میدونید برای دانلود این مجموعه کتاب باید کدوم سایت رفت؟
پنجشنبه 16 شهریور 1391 22:44
سلام وبلاگ خوبی داری دوست داری بازدید وبلاگت بره بالا
پس تبلیغات سایت خود را به ما بسپارید بنر شما در سایت ما
فقط ماهی دو تومان برای گرفتن تبلیغات به سایت مراجعه یا با شماره 09184173630 ممممممد تماس بگیرید منتظر حضور گرم شما هستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر