تبلیغات
آدامسی که به ته کفش چسبیده ... - آسیب شناسی فک فامیل!!

آسیب شناسی فک فامیل!!

دوشنبه 13 شهریور 1391 20:26نویسنده : | Mockingjay |

 

1 - خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
زیر شاخه ها:
     شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است.
     دختر خاله،پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.



۲ -عمه
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل:
     ۱- جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: عمته...
     ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره...
     ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها،رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی.
     ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
زیر شاخه ها:
     شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است.
     پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند!!
مشاغل كاذب Match-Making.
چهره های معروف: عمه لیلا.
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.



3- دایی
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
زیر شاخه ها:
     زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.
     پسردایی،دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
سعی كنید حتمن حداقل یك دایی داشته باشید.


4- عمو
معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
زیر شاخه ها:
     زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد،
     دخترعمو،پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.
داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است.


برچسب ها: طنز ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 شهریور 1391 19:22

 
یکشنبه 4 تیر 1396 18:15
Ridiculous quest there. What happened after? Thanks!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 02:29
What's up to every one, as I am actually keen of reading this website's post to be updated regularly.

It contains good stuff.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 05:34
Hi there friends, its wonderful post concerning cultureand fully explained, keep it up all the time.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 18:35
Magnificent items from you, man. I have keep in mind your stuff previous to
and you're just extremely fantastic. I really like what you have acquired here, certainly
like what you're stating and the way in which wherein you are saying it.
You make it enjoyable and you continue to care for to stay it sensible.

I can not wait to learn much more from you. That is
actually a terrific web site.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:21
I am not sure where you are getting your information, but good topic.
I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for excellent info I was looking for this
information for my mission.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر